مرضيه محمدزاده

719

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

دوره در شرح مناقب حضرت رسول ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) و عاشوراى حسينى اختصاص يافته است هر چند اين اشعار غالبا همراه با غلوّ در ذكر اوصاف و مناقب و كرامات پيشروان تشيع همراه بوده است . از شاعران اين دوره بايد از جامى ذكرى به ميان آيد كه هرچند بر مذهب تسنن بود ولى در ضمن يكى از مثنويات خود - سلسلة الذهب - قصيده‌ى فرزدق در مدح حضرت سجاد ( ع ) را به شعر فارسى روانى ترجمه كرده است . برخى از شعراى اين عصر در اين راه چنان پيش رفتند كه از مجموع اشعار آنان در مناقب و مراثى ديوانى مستقل پديد آمد كه در اين زمينه بايد از ابن حسام خوسفى ( م 875 ه ) نام برد . وى از عالمان شيعه مذهب و در فنون ادب و علوم شرعيه و اطلاع از اخبار و آثار و سيره بزرگان دين ماهر بوده است . ابن حسام ديوان قصايد و غزلياتى دارد كه اشعارش در مراثى و مدايح امامان شيعه به ويژه امام على ( ع ) و امام حسين ( ع ) و لعن بر دشمنان و بدخواهان آنهاست : دلم شكسته و مجروح و مبتلاى حسين * طواف كرد شبى گرد بلاى حسين شكفته نرگس و نسرين و سنبل‌تر ، ديد * ز چشم و جبهه و جعد گره‌گشاى حسين در اين كه مراثى مذهبى در ايران از زمان صفويه ، نضج و قوام پذيرفت ، ترديد نيست . قرن دهم آغاز رسميت يافتن مذهب شيعه در ايران است و در اين دوره است كه قسمت مهمى از شعر فارسى را مديحه‌ها و مرثيه‌هاى اهل بيت تشكيل مىدهد . معروف‌ترين شاعر اين دوره محتشم كاشانى است كه سرودن مرثيه را در كنار قصيده‌سرايى و مدح وجهه‌ى همت خود قرار داد و باب تازه‌اى در اين قسم شعر باز كرد و به حق در ساختن مرثيه قدرت و مهارت به‌سزايى از خود نشان داده است . و تركيب‌بند موثر و سوزناك او در شرح وقايع كربلا گوياى اين واقعيت است و چنين است كه محتشم در تركيب‌بند مشهور خود ، از برترين شاعران تاريخ ادب ما ، فراتر ايستاده است : باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است * باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است « 1 » دودمان صفوى بر حسب سياست خود و مخالفتى كه با نيروى عظيم عثمانيان داشتند ، بيشتر همّ خود را صرف ترويج مذهب شيعه مىكردند و كمتر به شعر و ادب مىپرداختند . غزل و مديحه جاى خود را در اين عصر به مدح و منقبت اولياى دين و ذكر كرامات ائمه اطهار و مصيبت شهيدان كربلا سپرد . شاهان صفوى در ترويج علوم دينى و ذكر مناقب اهل بيت و مصائب شهداى كربلا كوشش نمودند . پس از محتشم تا روزگار ما شعراى بسيارى مانند صباحى ، صبا ، وصال ، سروش ، قاآنى و ديگر شعراى مذهب اشعارى زيبا و حزن انگيز در رثاى سيد الشهداء ( ع ) و ياران او پرداخته‌اند . شعراى بعدى نيز اين روش را ادامه دادند و از اين زمان به بعد است كه در كمتر ديوان شعرى است كه اشعار مرثيه سروده نشده باشد و گمان نمىرود شاعرى شيعى بوده باشد كه بر مصيبت سيد الشهداء ( ع ) شعرى نسروده باشد . و بدين سان ادبيات كربلا پديد آمد و در طول تاريخ بارورتر شد تا آن جا كه فضاى عمده‌ى ادبيات شيعى را حجم « ادبيات طف » « 2 » پر كرده است . نظيرى نيشابورى ( م 1021 ه ) از شاعران بلند وازه دوره صفويه است كه مذهب شيعه داشت و در عقيده‌ى خود ثابت و استوار بود وى در مرثيه‌ى امام حسين ( ع ) چنين سروده است : زان پس حسين حجت حق در ميان نهاد * منكر ز جهل ، تير حسد در كمان نهاد

--> ( 1 ) - ديوان محتشم كاشانى ؛ ص 280 . ( 2 ) - طف در لغت به معناى « ساحل البحر » و « جانب البحر » آمد است . كربلا چون در ساحل فرات قرار گرفته است طف ناميده شد و به اين نام مشهور گرديده است . مجمع البحرين ؛ ج 5 ، ص 90 . لسان العرب ؛ ج 9 ، ص 221 .